به نام تو 

مهربانترین مهربانان

 

چقد خوبه یه روزی این وبو راه انداختم.چه لذتی داره غرق شدن تو خاطرات گذشته و سال به سال جلو اومدن تا لحظه ی الانت!چقد تغییراتت شیرین و بامزه ان!.چقد مرام و داشتن دوستاییه که شاید خیلی وقته سراغی از هم نمیگیرنم باصفاس.

یاسی جان تولدت مبارک عزیزم.انقد بی وفام میترسم باز سه روز دیگه یادم بره دلم نمیاد الان نگم بزارم سر وقتش

*تو یادم دادی عاشقیمو

تو رو تا ته خاطراتم کشیدم

به زیبایی تو کسی رو ندیدم

نگو دیگه اب از سر من گذشته 

مگه جز تو کی سرنوشتو نوشته 

تحمل نداره نباشی

دلی که تو تنها خداشی!

 

*زندگی قشنگه .الان ارومم ولی قبل مرور ارشیوم وحشی بودم:دی :))

به قول لعیا مینویسم که یادم بمونه

هرچند چیزی نداره ولی خو حیفه چندسال دبگه باز میام خاطرات این روزو تو سالای مختلف مرور میکنم خالی باشه:»

 

♥ نوشته شده در شنبه سیزدهم دی ۱۳۹۳ ساعت 21:5 توسط پریا راد:

به نام تو 

مهربانترین مهربانان

 

چقد خوبه یه روزی این وبو راه انداختم.چه لذتی داره غرق شدن تو خاطرات گذشته و سال به سال جلو اومدن تا لحظه ی الانت!چقد تغییراتت شیرین و بامزه ان!.چقد مرام و داشتن دوستاییه که شاید خیلی وقته سراغی از هم نمیگیرنم باصفاس.

یاسی جان تولدت مبارک عزیزم.انقد بی وفام میترسم باز سه روز دیگه یادم بره دلم نمیاد الان نگم بزارم سر وقتش

*تو یادم دادی عاشقیمو

تو رو تا ته خاطراتم کشیدم

به زیبایی تو کسی رو ندیدم

نگو دیگه اب از سر من گذشته 

مگه جز تو کی سرنوشتو نوشته 

تحمل نداره نباشی

دلی که تو تنها خداشی!

 

*زندگی قشنگه .الان ارومم ولی قبل مرور ارشیوم وحشی بودم:دی :))

به قول لعیا مینویسم که یادم بمونه

هرچند چیزی نداره ولی خو حیفه چندسال دبگه باز میام خاطرات این روزو تو سالای مختلف مرور میکنم خالی باشه:»

 

♥ نوشته شده در شنبه سیزدهم دی ۱۳۹۳ ساعت 21:4 توسط پریا راد:

نیل و تابلوهای نقاشی

به نام تو،ای زیباترین نقاش زندگیم!

سلام

لیلی میگفت نمیدونم142  روزه نیومدم یه همچی چیزی هرچند میومدم و ننوشتم

سر صبحی چه غطه ای خوردم تو خاطرات خواسته نا خواسته!فک کن با4تا وبلاگ از 8سال پیش شاید رو شد تا الان!هه

هیجان خاطرات هنوزم صورتتو سرخ میکنه .

هنوزم حال من خوبه هنوزم عشـــــــــــــــــــــــق محبوبه!

هه

چی شد چه جوری گذشت چی ها گذشت ..

و من مثل همیشه در اوج زندگیم هستم ..

مهم نیست توچی فکر میکنی مهم اینه من هستم در بهترین لحظه ی خودم 

درست تو زمانی که عشقم تو اتاق خوابیده و من با یادآوریش لبخند میاد تو صورتم 

درست لحظه ای که تو خونه ی خودم غرق در ارامش چیزاییم که خدا خواست و ازم گرفت تا بهم چیزایی بده که نخواساتمو به صلاحم بوده!

عاشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــقتم خدا!

 

♥ نوشته شده در شنبه ششم دی ۱۳۹۳ ساعت 6:33 توسط پریا راد:

Design By : Bia2skin.ir