the promised saviour

GOD of Saviour

 

I can feel your eyes like the sun shining behind the clouds

 I can hear yor voice like  a whisper calling me in the wind

I need the morning to shatter this long nights forever

I need the hero to stop these thousand year pain 

I feel your light rising

?is'nt the morning close , the bright morning

the morning?

 

I'm wasting my time

tring to calm my heart without you

I'm wasting my time

trying to find some light without you 

 

I feel your light rising

is'nt the morning close?

the bright morning??

 

the morning...

 

 

♥ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۹ ساعت 19:24 توسط پریا راد:

اعتراف

بسم رب الحسین

من همونم که به دردانه بودن حسین اعتراض دارم

همونی ک نمیفهمم چرا حسین جنس غمش فرق دارد...

 

اما همین ادم نمیتونه تو دعاها بگه بابی انت و امی 

همین من نمیتونم یه ذره بیماری مامان این روزا بیتابم کرده 

داغونم کرده 

میترسم 

همین من...

من پر مدعا...

یابن الحسن 

روح من چیه که بگم ب فدات

اقا اگ من از موجبات نیومدنتم دعا کن حذف شم اگ اصلاح نمیشم

اقا تو بیا

بزار زمین رنگ نور به خودش بگیره

نفس بکشه

مگه چ گناهی داره زمینی ک این همه سااال تاریکی مطلق تحمل کرده 

معلومه بیش از این نمیکشه..

اقا تولدت نزدیکه

چقد سخته این تنهایی.. چقد..

 

♥ نوشته شده در یکشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۹ ساعت 22:10 توسط پریا راد:

این روزهای کرونایی

به نام ت

خدایا این روزا قاطی تر از همیشه میشم

گاهی تو رو قاتل شکنجه گر میبینم ک نمیدونم واس چی خلقم کرده خوشش میاد از عذاب دادن مون

گاهی از داشته های اونقد راضیم ک نفسم شکرخ

گاهی قاطیم مثل الان

مغزم رد میده

نمیفهمم هدف خلقتم رو

اگ لذته پس این همه عذاب چیه

اگ دوستم داری پس این همه خودازاری ک باید بدم چیه

اک اینا خودازاری نیست پس 

امام زمان بیاد چی میشه

نیاد چی میشه

تا بیاد چی کار کنیم

وقتی اومد باید چی کار کنیم

اگ نیومد باید چی کار کنیم

کلافم

از کلی سوال بی جواب

داغونم میکنه

جدیدا سخنرانی هام گایه داره سوغم یمده سمت یانکه تو انگار واست زن و مرد فرق دارن

تو انگار افریدی ک عذاب کنی

شکنجه؟

مهربانی؟

حمن رحیم

اینا باهم جور در نمیاد

خدایا قاطیم شاکیم 

حتی شک میکنم ک باید باهات صحبت کنم یا ن

میگم خدایا اینطوری صحبت میکنم عذبا وجدان میگیرم

ک عذاب نشم

ک روزی رو میبندی از بچه ای ک تربیت خانواده ش جوری بوده ک تو نوجوونیش غضب کنه و بخاطرش عاق میشه و عمرش کم میشه روزیش بسته میشه 

حتی اگ تو به شو بپذیری

سیستمت این جوریه

؟

من نیمفهمم

پس مهربونیت یعنی چ

اگ این مهربونیه پس اینی ک ب ما یاد دادی مهربونیامون ی شکل دیگس چیه

اگ پیامبر و ایمه از مادر مهربان ترن واس ما پس کو 

این همه سیاهی ک دنیا رو گرفته چرا باید سهم ما باشه

اسمان بار امانت نتوانست کشید قرعه کار به نام من دیوانه زدند؟!!

یعنی چ اخه

خدایا شاکیم

بغض لعنی دارم ک نمیتونم چرا هست

این همه سوال چجوری باید جواب پیدا کنه

اگ امامی هست ک قراره بیاد حواب بده بعد من باید انقد خوب یمبودم ک بتونم فرجشو برسونم

گرفتی ما رو؟

 

درو باطله ک

همه چی تاثیر داره

نطفه ای ک بسته شده 

توسظ چ پدر و مادری  در کدوم کشور و چ مذهبی

اصلا از کجا معلوم همه اینا دروغ نباشه

اگ دروغه پس چرا قرانت میخونم حس میکنم ی چیزایی رو

اگ راسته چرا باز دودل میشم

اگ دروغه همه اینا پس چرا هستم

اگ دروغه پس چیکار باید کنم

این همه باور

این همه دین

این همه اعتقاد

این همه دعا

این همه حرف

این همه صدا گریه اشک تاریکی لبخند زودگذر

شاید تهی

سعادت ! ؟

قاطیم 

 

♥ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم فروردین ۱۳۹۹ ساعت 20:19 توسط پریا راد:

Design By : Bia2skin.ir