برگشت به عقب×
صداهای مغزم دوباره برگشتن!
مثل همون موقع زر زر پر حرفی و جر و بحث تو کله منو ول نمیکنن!
دهناشون بسته نمیشه دوباره!
خستم
دوباره همچی برگشته به عقب
به قبل نتورک
به قبل ازدواج
به قبلا....
نمیدونم به قبل چی
فقط میدونم دوباره شدم همون حمیده ی عصبی تمام عیار،پاچه گیر،پرخاشگز،وحشی
بی اعصاب، بی تحمل،عشق تنهایی ،خود آزار،بد کینه،بد دهن،گیر ده!
همون حمیده ک عاشق تنهایی و ساعت ها باخودش بودن بود
و برای باخودش تنها بودن دنبال بهانه بود
حالا شدم دوباره همون حمیده!
بعد فوت مادرجون!
دوباره برگشتم!
خستم
عصبی
داغون!
تنها!
تنهای تنها...!
♥ نوشته شده در دوشنبه ششم شهریور ۱۳۹۶ ساعت 23:1 توسط پریا راد: